
~ مجموعه کتابهای دفترخاطرات بچه لاغرمردنی ~
~ نوشتهی جف کینی ~
میترسم یک آدم مزخرف مچ مرا با این کتابچه و نوشتهی مسخره روی جلدش {دفترخاطرات} بگیرد!
«دفتر خاطرات بچه لاغر مردنی» برای من از آن کتابهای فراموشنشدنی است. بوی تابستانهای دوران نوجوانیام را میدهد؛ همان روزهایی که یکی از بزرگترین بهانههایم برای رفتن به کتابخانه، گرفتن جلد بعدی این مجموعه بود. هر بار که یکی از جلدهایش را تمام میکردم، بیصبرانه منتظر بودم دوباره به کتابخانه بروم و ماجراجویی بعدی گرگ هفلی را شروع کنم. هنوز هم با دیدن جلدهایش، انگار بخشی از همان تابستانهای بیدغدغه زنده میشود.
من همیشه این مجموعه را با ترجمهی نسرین مهاجرانی از نشر پیدایش خواندهام و راستش با ترجمههای دیگرش ارتباط چندانی برقرار نکردهام. شوخیها، لحن گرگ و حالوهوای داستان برای من همیشه با همین ترجمه گره خورده است.

این مجموعه، خاطرات پسری به نام گرگ هفلی را روایت میکند؛ البته گرگ اصرار دارد که اینها «خاطرات» نیستند! از نظر او، خاطرهنوشتن کار دخترهاست و او فقط دارد اتفاقات زندگیاش را ثبت میکند تا وقتی در آینده پولدار و معروف شد، بهجای جواب دادن به سؤالهای خبرنگارها، دفترهایش را دستشان بدهد!
همین نگاه خودشیفته، خیالپرداز و بامزهی گرگ از همان صفحههای اول، لحن کتاب را مشخص میکند. او همیشه خودش را قهرمان ماجرا میبیند، برای فرار از دردسرها نقشه میکشد و تقریباً در همهی نقشههایش هم شکست میخورد. اما همین شکستها و سوءتفاهمهای روزمره، داستان را آنقدر خندهدار میکنند که خواننده مدام منتظر دردسر بعدی میماند.
یکی از دلایلی که این مجموعه را دوست دارم این است که برخلاف خیلی از کتابهای کودک و نوجوان، سعی نمیکند مدام درس اخلاق بدهد. فقط زندگی یک نوجوان معمولی را با تمام حسادتها، اشتباهها، رویاهای بزرگ، دوستیها، دعواهای برادری – گرگ دو برادر، یکی بزرگتر و یکی کوچکتر از خودش دارد- و دردسرهای مدرسه نشان میدهد؛ آن هم با طنزی که هم برای نوجوانها جذاب است و هم بزرگترها را میخنداند.
تصویرهای ساده کتاب هم بخش مهمی از جذابیت آن هستند. این نقاشیهای کوچک فقط تزئین متن نیستند؛ گاهی یک تصویر بهتنهایی شوخیای را کامل میکند که شاید با چند خط توضیح هم به همان اندازه بامزه از آب درنمیآمد.
اگر تا امروز این مجموعه را نخواندهاید، به نظرم فرقی نمیکند چند سالتان باشد. احتمال زیادی دارد که بعد از چند صفحه، خودتان را در حال خندیدن به دردسرهای گرگ هفلی پیدا کنید؛ و اگر مثل من آن را در نوجوانی خوانده باشید، ورق زدنش میتواند شما را دوباره به روزهای گرم نوجوانی ببرد.
از روی این مجموعه، هم فیلمهای سینمایی ساخته شده و هم چند انیمیشن. اگر بخواهم بین فیلمها انتخاب کنم، فقط نسخههایی را دوست دارم که دوون بوستیک نقش رودریک (برادر بزرگتر گرگ) را بازی میکند؛ به نظرم او دقیقاً همان شخصیتی را که موقع خواندن کتاب در ذهنم ساخته بودم، زنده کرده است و بعد از تغییر بازیگر، دیگر آن حس را نداشتم.
انیمیشنهای این مجموعه هم جذابیت خاص خودشان را دارند. سبک طراحی آنها کاملاً بر اساس نقاشیهای ساده و دستکشیدهی داخل کتاب است؛ انگار همان تصویرها جان گرفتهاند و شروع به حرکت کردهاند. همین وفاداری به ظاهر کتاب باعث شده تماشای آنها هم به همان اندازه بامزه و دوستداشتنی باشد.
·.✦ صفحه کتاب در سایت انتشارات پیدایش

از راست به چپ بازیگران نقش: رولی(دوست صمیمی گرگ)، رودیک -دوون بوستیک-(برادر بزرگتر گرگ) و گرگ، در کنار تصویر نقاشیشان در کتاب

اعتراف میکنم از این کتابه بدم میومد حالا نمیدونم الان بخونمش حسم بهش چیه😂😂😂
منم بار اول از نشر حوض نقره با ترجمه “یک بچه چلمن” خوندمش و خوشم نیومد.
اما بعدا از نشر پیدایش خوندم خوشم اومدTT
شاید تو هم بخاطر ترجمه خوشت نیومدهTT