اَرْغَنـونْ

یادگیری تابع اشتیاق و علاقه‌ست!

مرا دنبال کنید در:

خبرنامه بهخوان GitHub
هدر وبلاگ با دانش آموزان در حیاط مدرس

7 روز، 7 کتاب برای دبستانی‌ها | روز اول: وقتی غصه در خانه‌ات را می‌زند

when sadness is at your door | وقتی غصه در خانه ات را میزند

~ وقتی غصه در خانه‌ات را می‌زند ~

~ نوشته‌ی ایوا ایلند ~


مدت‌ها طول کشید تا یاد بگیرم غصه را در آغوش بگیرم. تا پیش از آن، سال‌ها بود که غم را لای قفسه‌های پنهان ذهنم پنهان می‌کردم، جوری که انگار نه خودم حق دیدنش را دارم و نه کس دیگری. گاهی هنوز هم، ناخودآگاه، دستم می‌رود به سمت همان قفسه‌ها.

اولین بار که فهمیدم می‌شود با غصه آشتی کرد، در فیلم «درون و بیرون» بود. همان جا بود که غم را دیدم با همان موهای آب‌رنگ و عینک گردش، شخصیتی که می‌شد دوستش داشت، می‌شد بغلش کرد. کتاب «وقتی غصه در خانه‌ات را می‌زند» همان حس را دارد. تصویرهایش را که دیدم، دلم گرفت برای کودک درونم؛ برای همه‌ی سال‌هایی که غصه را راه ندادم تا بنشیند کنارم.

به این فکر می‌کنم اگر کودکی از همان سال‌های اول زندگی‌اش یاد می‌گرفت که غصه، این همسایه‌ی همیشه‌ی زندگی، را به چای دعوت کند چقدر خانه‌اش روشن‌تر بود؟ اگر من می‌دانستم که می‌شود غم را نشاند روی مبل و از احوالش پرسید، شاید حالا که بزرگ شده‌ام راه‌های دیگری برای بودن در این دنیا بلد بودم.

این کتاب برای کوچک‌ها و بزرگ‌هاست. برای کودکانی که تازه با کلمات قایم‌باشک بازی می‌کنند. جملاتش کوتاه و ساده‌اند، جوری که حتی کلاس اولی‌ها هم می‌توانند خودشان آن را بخوانند و با تصویرهایش همراه شوند. اما خوبیِ این کتاب در این است که بعد از خواندنش، می‌شود کنار بزرگ‌ترها نشست و از غصه‌هایی گفت که هر کسی به شکلی در خانه دارد. شاید با این حرف‌ها باشد که می‌فهمیم غصه، آنقدرها هم که فکر می‌کردیم ترسناک نیست.

شاید به نقل از کتاب:« فقط می‌خواهد مطمئن شود که او هم، مثل همه، پیش ما جایی دارد

·.✦ دریافت کتاب از طاقچه

فیلم درون و بیرون - غم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *